خداش خير دهاد آنكه آب و جارو كرد
و خاطرات قديمي ز هر طرف رو كرد
به رفت و روب و هرس خانه را جلايي داد
زياس باغچه هر گوشه را پر از بو كرد
زدست دايه شكايت بر م به نا پدري
كه هرچه برسرم آمد هم ازاول او كرد
خسارت و ثمن بخس اگربود اينجاست
نه آن كه مرکب رهرو عوض به يابو كرد
حقيقتست كه فصل الخطاب مي آيد
نه هر كه قوت چنگال و زور بازو كرد
نيرزد آنكه به تاييد شبهه بنويسند
به ضرب سرب فلان في المثل يكي تو كرد
اگرچه فاصد رگ زن علاج درخون دید
چه بهتر آنکه مداوا به حکم دارو کرد
سموم دي همه در خون دل نشاند ويكي
نه ريخت قطره ي اشكي نه خم به ابرو كرد
به غیر شبنم از این شور گزکجا خرگوش
نصیب داشت به هر بوته ای تکاپو کرد؟
مرا به كوچ بها ر هيچ التفات نبود
گمان مدار ولي كار بد پرستو كرد
* ثمن بخس = بهای به وجه ناچیز اشاره به فروختن یوسف (ع) که قران می فرماید به بخس دراهم فروخته شد. در این بیت تلاش شده گفته شود خسارت و مفت فروشی اینجاست نه آن کسی که اسبی رهوار را با یابوی معاوضه کرد.








