لطفی که مایه ى گره کور است
دور از من و شما به چه منظور است
دشتی زشور و شروه ات آکنده است
پر نغمه هر چه تپه و ماهور است.....
درپناه قانون...
**********
بارها گفته بودم اين پيمانه پر كنم وكوله بار درويشي از اين خانه بركشم . اما دلبستگي به دوستان و اين صفحه مانع مي شدتا اينكه سال نو آمد و شبی با خودخلوتی داشتم چشم انتظار ماندم تا اقبال و بخت با که یار گردد:
عید نوروز باستان آمد سال گاو است و گاو نر به نفیر
تا که اقبال و بخت یار شود گاو جمشیدو گاو نه من شیر
به هر تقدير ادامه كار برايم قدري سخت و چندش آور است البته چنان كه در طبيعت اموات است هراز چندي سري مي زنم و از نظرات دوستان باخبر خواهم شد و پست الكترونيكم نيز بروي دوستان گشاده است.مارا با عیبهای کلی ببخشید.تا روزی و روزگار دیگری و حال و هوای تازه تری خدابخواهد بیایم.
نشانی پست الکترونیکم همانیست که در منوی اصلی وبلاگ قید شده است. بدرود










